نقش آمار در ارائه سيماى روشنتر از هر موضوع و حادثه،غير قابل انكار است.ليكن در حادثه كربلا و مسائل قبل و بعد از آن، با توجه به اختلاف نقلها و منابع، نمى توان در بسيارى از جهات، آمار دقيق و مورد اتفاق ذكر كرد و آنچه نقل شده، گاهى تفاوتهاى بسيارى با هم دارد.در عين حال بعضى از مطالب آمارى، حادثه كربلا را گوياتر مى سازد.
به همين دليل به ذكر نمونه هايى از ارقام و آمار مى پردازيم: (1) مدت قيام امام حسين«ع» از روز امتناع از بيعت با يزيد، تا روز عاشورا 175 روزطول كشيد: 12 روز در مدينه،4 ماه و 10 روز در مكه،23 روز بين راه مكه تا كربلا و8 روز در كربلا تا 10 محرم.
منزل هايى كه بين مكه تا كوفه بود و امام حسين آنها را پيمود تا به كربلا رسيد 18 منزل بود(معجم البلدان).
فاصله منزل ها با هم سه فرسخ و گاهى پنج فرسخ بود.
منزل هاى ميان كوفه تا شام 14 منزل بود كه اهل بيت را در حال اسارت از آنها عبور دادند.
نامه هايى كه از كوفه به امام حسين«ع» در مكه رسيد و او را دعوت به آمدن كرده بودند 12000 نامه بود (طبق نقل شيخ مفيد).
بيعت كنندگان با مسلم بن عقيل در كوفه 18000 نفر،يا 25000 نفر و يا 40000 نفر گفته شده است.
شهداى كربلا از اولاد ابى طالب كه نامشان در زيارت ناحيه آمده است 17 نفر.
شركت كنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسين 10 نفر بودند.
امام حسين«ع» بر بالين 7 نفر از شهدا پياده رفت : مسلم بن عوسجه، حر، واضحرومى، جون، عباس، على اكبر، قاسم.
سر سه شهيد را روز عاشورا به جانب امام حسين«ع» انداختند : عبد الله بن عميركلبى، عمرو بن جناده، عابس بن ابى شبيب شاكرى.
2 نفر از ياران امام حسين«ع» روز عاشورا اسير و شهيد شدند: سوار بن منعم و موقع بن ثمامه صيداوى.
زنى كه در كربلا شهيد شد مادر وهب(همسر عبد الله بن عمير كلبى)بود.
زنانى كه در كربلا بودند: زينب سلام الله علیها، ام كلثوم، فاطمه، صفيه، رقيه، ام هانى (اين 6 نفر ازاولاد امير المؤمنين(ع) بودند) فاطمه و سكينه (دختران سيد الشهدا علیه السلام) رباب، عاتكه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقيل، فضه نوبيه، كنيز خاص حسين، مادر وهب بن عبد الله.

منبع:كتاب«زندگى ابا عبد الله الحسين»
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 20:20  توسط فرزانه
|
عاشق شروع روزهاي زيبا و پر از خدا با پايان آن شب هاي بی انتها و بي صدا هستم،خدا هرروز و لحظه را بخواهد معنا مي دهد هر دلي را كه بخواهد پرِ پرواز مي نهد آسمان را در شبهاي خاص پر از فرشتگان مي كند
هر كس را كه دوست بدارد عضوِ آزادگان مي كند.
روز و شبي را پر از غم يا شادي مي كند و گاه و بي گاه با دل بندگانش بازي مي كند ، هر قدم از ما به دست تقدير اوست هر سلام ما نشانه تدبير اوست.
مي شكفد هر لبخندي از روي او چشم بصيرت بايد ببيند سوي او مي سازد
حالي هر دم براي بنده اش تا شايد پشيمانش كند از هر بدكرده اش؛ نشان مي دهد محبتش را از راهي تا نيفتد آنكه را دوست دارد در چاهي.
خدا آمد و ساخت،روزی سرزمینی به نام و نیت روح الامینی . جایی که خشک بود و نداشت باران آنجا را همنشین کرد با بهاران . بذری به نام حسین (ع) بر آن کاشت ، محصولش عاشورا بود که برداشت . می خوریم از آن میوه ما تا هم اکنون و آن هر روز می افزاید مجنون بر مجنون.ساخت ده روزی به نام مُحَرَم،یکی در هیئت یکی در در محفل يكي در بهشت یکی كه ندارد اعتقادي در جهنم ، یکی در خواب یکی تا صبح بیدار یکی خسته یکی توشه بسته در انتظار ، یکی بر بام یا حسین (ع) می کند عَلَم، یکی مانند من دستی می برد بر قلم ، یکی روضه و نذر بر پا می کند یکی بساط گناه بر جا می کند . خدا آمد و رنگ های شهر را زير خاک کرد ، لبخند را از روی لب ها پاک کرد. خدا با حسین (ع) بر عشق چوب حراج زد راه دنیا را برای مردم پُر از سراج کرد . ببین خدا در اين روز ها چه مي كند ! چگونه می نازد ! خود می سازد و خود بر آن می تازد.خدا عاشورا را ساخت و حسين (ع) به آن پرداخت

منبع:کتاب امیر حسنوندی ازشوش دانیال
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 20:7  توسط فرزانه
|
انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانيد!
ما چه مى كرديم؟!
ما چه مى كرديم، اگر اينها نبودند؟!...
دلباخته هاى حقيقى، سرباخته هايند.
انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانيد!
بر شانه هاى شهر، مگر مرگ مى آورند؟
بچه هاى كربلا دارند مى آيند.
بچه هاى اشك و آتش،
بچه هاى غيرت و غربت و بى قرارى،
بچه هاى تخريب و انفجار،
بچه هاى تهاجم و تنهايى،
بچه هاى يقين و يقين و يقين،
بچه هاي يكشبه ى صدساله،
بچه هاى بزرگوار!....
بچه هاى مرگ،
دارند براي ما "زندگى" مى آورند.
مرگ، كه نه!... اينها، بچه هاى "بى مرگى" اند،
بچه هاى شهادت، بچه هاى مقاومت...
شهيدان را بر شانه ها نشانده اند.
"فاتحان" را هميشه بر"شانه" مى نشانند!
بوى مرگ فاصله نمى شناسد... بوى كربلا، بوى جبهه، بوى انقلاب، بوى امام، بوى
بسيج، بوى اشك و تنهائى... همه در هم آميخته، و "يكدست"، بر كبريا در آويخته!
كبوتران پرواز خبر از هواى تازه مى دهند.
...و دنيا مى ماند در اين همه حيرت، كه يك آبادى، اين همه طاقت و جسارت را از كجا
مى آورد، كه مى تواند"قيامت" را ـ يكسره ـ بر دوش كشد!

منبع: کتاب اگر شهادت نبود، ابوالقاسم حسینجانی
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 18:51  توسط فرزانه
|
وظیفه عزادار در قبال امام زمان (عج)
عزادار حقيقی به خوبی میداند كه سوگواری و برپايی مجالس بزرگداشت برای اهل بيت(ع) فقط قسمت كوچكی از وظايف الهی او نسبت به آنان است بلكه وظيفه بالاتر، توجه به درسها و عبرتهای عاشورا و عمل به آنها است. عمل به تكاليف از جمله درسهايی است كه عزادار حقيقی از عاشوراييان فرا گرفته است. او خود را نسبت به امام زمانش مكلف و مسئول میداند.
عزادار، نيك میداند كه بايد به تنهايی در دادگاه عدل الهی نسبت به رفتار خود با امام زمانش پاسخگو باشد لذا، برای عمل به وظيفهاش منتظر هيچكس نمیماند؛ او منتظر سازمانها، نهادها و اشخاص نيست. او خودش به تنهايی براي خارج كردن امام زمان(ع) از تنهايی، غيبت، اضطرار و آوارگی تلاش میكند. او مانند شهدای كربلا كه هرگز به كمی نفرات شان توجه نكردند و هر يك فقط و فقط به فكر انجام وظيفه در قبال امام مظلوم و تنهاييش بود و كاری به نتيجه و تأييد ديگران نداشت، عمل میكند. مانند «عبدالله بن حسن(ع)» كه وقتي ديد عمويش تنها و مجروح به روی زمين افتاده است و دشمن دور او را گرفته، خود را به عمويش رساند و هنگامی كه «ابجربن كعب» (لعنة الله علیه) شمشيرش را فرود آورد كه امام را بكشد، دست خود را در مقابل شمشير او گرفت تا از امامش دفاع كند و دستش قطع شد و در آغوش عمويش حسين(ع) افتاد تا اين كه «حرمله» (لعنة الله علیه) او را با تير به شهادت رساند.
عزادار حقيقی يا «منتظر حقيقی» در اين مرحله میداند كه اگر بخواهد رضايت خدا را جلب كند و به هدف خلقت و كمال نهايی و غايی وجودش نايل شود، بايد به اين «تنها موعظه» خداوند متعال در قرآن كريم عمل كند كه فرمود:
قل إنّما أعظكم بواحدةٍ أن تقوموا لله مثني و فرادي.
ای رسول ما، به امت بگو كه من به يك سخن شما را موعظه میكنم و آن سخن اين است كه شما، خالص دو نفری، و يا به تنهايی برای خدا قيام كنيد.
امام خمينی(ره) دربارهء اين موعظه خداوند چنين می فرمايند:
خدای تعالی در اين كلام شريف، از سر منزل تاريك طبيعت تا منتهای سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظههايی است كه خدای عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده، اين كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قيام برای خدا است كه ابراهيم خليل الرحمن را به منزل خُلّت رساند و از جلوههای گوناگون عالم طبيعت رهاند.
آری، خودخواهی ما و ترك قيام برای خدا است كه ما را به روز سياه غيبت امام زمان(ع) و تنهايی و غربت حضرت كشانده و مستكبران را بر كشوهای اسلامی حاكم كرده است. همانطور كه خود آن حضرت فرمود:
اگر شيعيان نسبت به ما وفادار و همدل بودند، ظهور ما به تأخير نمیافتاد

منبع:برگرفته از كتاب عزادار حقيقی، نوشته محمد شجاعی.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 18:30  توسط فرزانه
|
معاونت پژوهشی مدرسهء عالی امام خمینی، در تاریخ 15/11/1383 نشست علمی ای با عنوان "عاشورا از نگاه اهل سنت" را با حضور استادان و پژوهشگران برگزار کرد.
عاشورا فراتر از یک فرقه
در این نشست حجت الاسلام ناصری داوودی، مدیر گروه تاریخ تشیع پژوهشکدهء سیره، سخن گفت و نهضت عاشورا را یکی از ماندگارترین و پُراثرترین نهضت ها و جریان های تاریخی دانست که فراتر از یک فرقه در طول تاریخ اثرگذار بوده است، بلکه مرزهای فرقه ای مذهبی و حتّی دینی و جغرافیایی را در نوردیده و دانشمندان، علما، سیاستگذاران و اصلاح گران را در خارج جهان اسلام نیز به خود جذب کرده است، مدیر گروه تاریخ تشیع پژوهشکدهء سیره گفت: " علیرغم پندار برخی شیعیان، با نگاهی اجمالی به تاریخ به روشنی دریافت می شود که حادثه عاشورا به هیچ وجه اختصاص به جامعهء شیعه نداشته است. همانطوری که فراتر از جامعه اسلامی نیز اثرگذار بوده است. باید پذیرفت که عاشورا و پاس داشت شهادت سالار شهیدان به عنوان یک مبنا و معیار می تواند گفتمان بین المذاهب باشد".
دیدگاه اهل سنت به عاشورا از لحاظ تاریخی
ناصری داوودی، در ادامه، با اشاره به پیامدها و حوادث خارق العاده همزمان و بعد از عاشورا گفت: " اهل سنت، بیشتر، به آثار و پیامدهای خارقالعاده شهادت امام حسین(ع) و یارانش در منابع تاریخی، روایی، رجالی و مقاتل آنها پرداخته اند، در حالی که شیعیان نپرداخته اند یا به صورت محدود و پراکنده از منابع اهل سنت استفاده کرده اند". وی خاطرنشان کرد: "حوادثی وجود دارند؛ مانند ظاهر شدن حمره آسمانی بعد از شهادت حضرت به مدت ۶ ماه؛ حتی در بعضی بیابان های عراق و شام و بصره خون باریدن از آسمان و پر شدن خیمه ها از خون که شیعیان آنها را مطرح نکرده اند ولی اهل سنت در منابع خود آورده اند یا مسأله قرائت قرآن توسط رأس بریده سیدالشهدا(ع) در کربلا و کوفه و شام، از زیر سنگهای بیت المقدس همزمان و بعد از عاشورا خون جوشیدن ، یا ابتلای تمسخرکنندگان و قاتلان امام حسین(ع) به عقوبت های دردناک دنیوی، صداها و مرثیه ها و اشعار حتی رثایی شنیدن از جاها و مناطقی که افراد خواننده معلوم نیست و نیز مسلمان شدن تعدادی از مسیحیان با مشاهدهء تلاوت قرآن توسط سر بریده و خواب های عجیب که از که از اصحاب مورد پذیرش اهل سنت نسبت به عاشورا نقل شده است. نمونه های زیادی از این قبیل وجود دارند که عظمت شخصیت امام حسین(ع) را نشان می دهد و دیدگاه اهل سنت را از لحاظ تاریخی نسبت به عظمت این شخصیت بیان می کند؛ بیشتر راویان این گونه حوادث که پیامدهای عاشورا را بیان کرده اند بصرییا شامی بودهاند.
دو رویکرد عاطفی و تحلیلی ـ اجتهادی اهل سنّت به عاشورا
وی حادثهء عاشورا را از دیدگاه دانشمندان اهل سنت نیز بررسی نمود و اظهار داشت: " اهل سنت با توجه به منابع شان با دو رویکرد عاطفی و تحلیلی، اجتهادی به عاشورا نگریستهاند؛ نقطهء عطف رویکرد عاطفی توجه به نفس مظلومیت است. حادثهء .........
با مراجعه به ادامه مطلب می توانین این مطلب را دنبال کنین ....

منبع: مجله پژوهه (حوزه علمیه)، شماره 10
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 18:0  توسط فرزانه
|
در سپیده دم غیرت، "خون" که ـ با اباعبدالله (ع) ـ به دنیا آمده، حساب زمین به هم
خورد! معادله جهان چیز دیگری شد:
سرخی زندگی، برافروخته رویی درد، و نبض غیرت عقیده ـ جایِ این پا و آن پا کردن،
بی خیالی، و بی حالیِ مرگ را گرفت. و ایم شد معیار تعریف، برای زندگی: "قِف
دونَ رَأیکَ، فی الحَیاة ، مُجاهداً. اِنّ الحَیاةَ، عقیدةٌ وَ جهادٌ" بر سر رأی خویش، رزمنده
و پای بر جا،بمان که حیات هیچ نیست، مگر عقیده و جهاد! و معیار تازه ای برای
"پاسداری" از حیثیت خون که یعنی : ذهن کربلایی داشتن؛ حرفِ عاشورایی زدن؛ و از میان رنگ ها، "سرخ" را به رسمیت شناختن!....
قرار قبلی شیطان، ترس بود و زبونی و زردی. امّا پای"خونِ حسین" که به میان آمد،همه چیز، دیگرگون شد. همین که، تا دیروز، قابل اعتنا نبود و حرکت و هویّت نداشت؛ امروز، شد "خون خدا"!
یکباره، از خاک به خدا رسید. همین خون خاکی، شد خونِ خدا؛ موج برداشت، شکفت، بالید و بلند شد. آسمان آمد، به تماشای زمین. و کائنات غرق شد: غرق در حیثیّت خون!
پیش از این، محراب پدر، قتلگاه بود! و اکنون، قتلگاهِ پسر، محراب !

منبع:روایت محرم، شهید مرتضی آوینی
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 17:35  توسط فرزانه
|
ویژگی های امام حسین به عنوان یه انسان کامل بسیار زیاد میباشد
به چند نمونه ان اشاره میکنیم
ایثار والا
جوانمرد شجاعت
پاک بزرگوار فداکار
صادق ، مظلوم ، بردبار ، ، یاور مظلومان ، بخشنده ، سخاوتمند ، مظلوم رفیع
حكیم پاکدامن
دلسوز صبور
مهربان دلاور
صاحب کرامت
پدری مهربون
منبع: اعیان الشیعه - سیّد محسن امین، ص40 - 29.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 18:18  توسط فرزانه
|
دیدگاههای شهید مطهری
دیدگاه ایشان شباهت قابل ملاحظهای با نظرگاه شریعتی دارد. مطهری کلید شخصیت امام حسین علیهالسلام را حماسه میداند. وی نیز همچون شریعتی، حرکت امام از مدینه به مکه را نه به جهت امنیت، بلکه به واسطه اعلام مخالفت با بنیامیه و یک حرکت تبلیغاتی میداند. مطهری عقیده دارد که حسین، خونین شدن این صحنه را میخواست و خودش آن را رنگآمیزی میکرد؛ اهلبیت خود را همراه برد تا صحنه کربلا را داغتر کند و آنها را با دست دشمن تا قلب حکومت شام میفرستد تا این صدا به عالم برسد.
مطهری سه عامل را در قیام عاشورا مؤثر میداند: تقوای امام در پاسخ منفی او به تقاضای نامشروع یزید (بیعت)، دعوت کوفیان از امام که حجت را بر امام تمام میکرد، امر به معروف و نهی از منکر. مطهری امام علیهالسلام را در عامل اوّل مدافع میداند و در عامل دوّم متعاون و در عالم سوم مهاجم و انقلابی. ایشان دعوت مردم کوفه را علّت قیام امام نمیداند؛ بلکه نهضت امام را علت دعوت کوفیان میشمارد.
در مجموع، محمدتقی شریعتی و آیتی نیز در تحلیل عاشورا بر همین عقیدهاند

منبع:http://shariati.nimeharf.com
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 14:54  توسط فرزانه
|
شهادت حسینی علیهالسلام
«شهادت حسینی کشته شدن مردی است که خود برای کشته شدن خویش قیام کرده است… امام حسین علیهالسلام از مقوله دیگری است؛ او نیامده است که دشمن را با زور شمشیر بشکند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یک تصادف یا ترور توسط وحشی، کشته شده باشد. اینطور نیست، او در حالی که میتوانسته است در خانهاش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفی خویشتن را انتخاب کرده است… امام حسین علیهالسلام یک شهید است که حتی پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودی قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید ـ حاکم مدینه ـ که از او بیعت مطالبه میکرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفی چیزی بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.»۹
سمبل شهادت حسینی در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینی شرایط ویژه خود را میطلبد. وقتی ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر میشود و ارزشهای والای اسلامی مسخ میگردد و موعظهها برگوشهای سنگین کارگر نمیافتد؛ حسین با همه دانایی به عدم توانایی خود در پیروزی ظاهری
بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ میرود و با انتخاب شهادت، بزرگترین کاری را که میشد کرد، انجام میدهد.
ثمره شهادت امام حسین علیهالسلام آگاهی و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامی و زدن داغ رسوایی کُشتن فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر پیشانی کریه حکومت یزید است.
در شهادت حسینی، وظیفه اوّلیه اسلامی برای یاری دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فیسبیلاللّه با شهادت خود، دین خدا را یاری میکند. شهادت عمار یاسر نیز از این قبیل است؛ لیکن انعکاس شهادت اباعبداللّه الحسین علیهالسلام به دلایلی گسترده و خارج از ظرف زمان است.
در شهادت حسینی، شهید با خوب مردن پیروز میشود و در شهادت حمزهای، با خوب کشتن. در شهادت حسینی، شهید با شکست ظاهری از دشمن پیروز میشود و در شهادت حمزهای، شهید با پیروزی بر دشمن. در شهادت حسینی، وظیفه اوّلیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزهای، وظیفه اوّلیه شهید، مجاهدت و تلاش برای شکست دشمن است.

منبع:
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 14:44  توسط فرزانه
|
طبق سخن حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری :
یک اتفاقی در انقلاب اسلامی در زمان رخ داد به نام دفاع مقدس ما حدود ۲۳۰ هزار شهید داشتیم که بیشترشان هم جوان بودند جوانان در عرصه ی انقلاب وعرصه دفاع مقدس این قصه را برای ما ثابت کردند که میشود الان هم در کربلا بود
( یا لیت کنت معک ) اگر قبول داریم که هر روز عاشورا است وهر روز کربلاست جوانان ما این را ثابت کردند.
ما عزیزی را داشتیم که وقتی به پدر خبر شهادت فرزندش را دادند امد وسر عزیزش را در دامن گرفت گفت عمری روضه علی اصغر (ع) میخواندم، ولی متوجه نمیشدم وتازه امروز زبان حال امام حسین (ع) رافهمیدم پسرم با سکوتی که تو کردی جگرم پاره شد.
این نعمت جنگ خیلی از قصه هارا برای ما حل کرد. برای ما ثابت کرد که در این زمان به راحتی می توانیم پا به پای شهدای کربلا باشیم وپا به پای اصحاب امام حسین (ع) باشیم .
خدایا! به جوان امام حسین (ع) تورا قسم می دهیم که زندگی جوانان مارا مورد رضایت امام زمان (عج) قرار بدهی

منبع:مصاحبه با اقای ماندگاری
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 14:35  توسط فرزانه
|
« بسم الله الرحمن الرحيم ...؛ اين وصيت حسينبيعلي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي ميدهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق ( اسلام ) را از سوي خدا ( براي جهانيان ) آورده است و شهادت ميدهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسانها را در چنين روزي زنده خواهد نمود. »
امام در وصيت نامهاش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:
« من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواستهام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، عليبنابيطالب (ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد ( و از من پيروي کند ) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند ( و از من پيروي نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بنياميه حکم کند که او بهترين حاکم است.
و برادر ! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست. بر او توکل ميکنم و برگشتم به سوي اوست. »
منبع :بحارالانوار،44/329
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 10:15  توسط فرزانه
|
«گريه» مظهر شديدترين حالات احساسى انسان است، و علتها و انگيزههاى مختلفى دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روايات ، بعضى از انواع گريه تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است ، و بعضى از انواع گريه مذموم شمرده شده است

محبت از عواطف اصيل انسانى است كه با گريه انس ديرينه دارد . مثلاً محبت حقيقى به خداوند حسن آفرين است و براى قرب به او بايد اشك محبت ريخت.
صنما با غم عشق تو چه تدبير كنم تا به كى در غم تو ناله شبگير كنم
هر كس با اندك توجهى خواهد دانست كه گريه بر حسين (ع) گريه محبت است ، آن محبتى كه در دلهاى عاشقانش به ثبت رسيده است . گريه بر او ، گريه شوق است ، زيرا قسمت زيادى از حماسههاى كربلا، شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادت، فداكارى ، شجاعت و سخنرانيهاى آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير ، از ديدگان شنونده سرازير مىگردد و نيز گريه معرفت و پيوند با هدف متعالى و انسان ساز او است؛ و به تعبير امام خمينى (ره) گريه سياسى است كه فرمود: «ما ملت گريه سياسى هستيم ، ما ملتى هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مىدهيم و سدهايى را كه در مقابل اسلام ايستاده است خرد مىكنيم ».
هزار سال فزون شد ز وقعه عاشورا ولى ز تعزيه هر روز، روز عاشور است
هيهات كه گريه بر حسين (ع) گريه ذلت و شكست باشد، بلكه گريه پيوند با سرچشمه عزت است، گريه امت نيست، كه گويا است ، گريه سرد كننده نيست ، كه حرارت بخش است، گريه بزدلان نيست، كه گريه شجاعان است ، گريه يأس و نااميدى نيست كه گريه اميد است، و بالاخره گريه معرفت است و گريه معرفت در عزاى حسين (ع) از انحراف و تحريف در قيام آن حضرت جلوگيرى مى كند و شايد به همين جهت باشد كه در فضيلت گريه بر سيدالشهدا (ع) روايات متعددى وارد شده است . از آن جمله، روايتى است كه امام صادق (ع) فرمود: «گريه و بى تابى در هر مصيبت براى بنده مكروه است، مگر گريه بر حسين بن على (ع) كه اجر و ثواب نيز دارد»
منبع :وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 393
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 10:11  توسط فرزانه
|
باز باران!
خون یاران
قطره قطره می چکد از سینه وسر
کاش بودی آنروز باران !تا بباری برحسین و جمع یاران
تابجای آن گلوی خشک وعطشان
بیشتر بوداین سخنها ازحماسه
از گهر های فراوان ، پندهای آسمانی، راه و رسم زندگانی
از تو ای الگو و اسوه ،ای حسین جان !
آب وباران
یادم آردنینوا را، سرزمین کربلا را
خیمه ها آتش گرفته
آن بدن های فراوان زیر پای سم اسبا ن
خون وخاک وتیرباران
داغی وتفت بیابان
سرخی ِخون روان
چون جویباران
ناله های کودکانه، در دل سنگ شریران
بافغان وآه ناله
چشم گریان ،سینه بریان،نای نالان
هرطرف افتاده جسمی همچولاله
چا ک چا ک و پا ره پا ره
وه چه بیرحم است باران !

منبع:http://yadeayaam.persianblog.ir/post/177
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 17:13  توسط فرزانه
|
همه ما به تعداد سالهای عمر خویش روزها و شب های محرم را تجربه کرده ایم و در عزای امام حسین(ع) و اهل بیت با وفایش گریسته ایم.
بیاییم محرم امسال به حال خود بگرییم .آری بحال خود ما که خود را شیعه می نامیم و ادعاهایمان گوش آسمان را کر کرده بهتر است بدانیم آنان که حسین(ع) را به کوفه دعوت کردند نیز خود را شیعه و محب اهل بیت میدانستند.ولی اسیر توطعه های یزید شدند و شرافت خویش را به سکه های طلا یزید فروختند و امام خویش را تنها گذاشته و به مقابله با او برخواستند و بدترین جنایات را در حق ایشان و اهل بیتش روا داشتند.
حال ما که خود را شیعه و سینه زن امام حسین می دانیم چقدر حاضریم در راه خدا خود را به خطر و مشکل بیندازیم چقدر در امور روزانه خود رضایت امام حسین (ع)را در نظر میگیریم چقدر در مسیر امام حسین قدم برمی داریم.چقدر مواظب لقمه هایمان هستیم (بگفته امام حسین(ع) چیزی که باعث شد تا سپاهیان یزید حتی حاضر به شنیدن سخنان ایشان نشوند لقمه های حرامی بود که شکمشان را پر کرده بود)
چقدر دنیا را با عینک حسین (ع)می بینینم
اگر کمی به عمق پیام های و دلایل قیام امام حسین (ع) و تنها ماندن ایشان بیاندیشیم آنوقت است که بحال خود خواهیم گریست و خواهیم دید که چندان فاصله ای با کوفیان نداریم و اغلب در حرف شیعه هستیم .
امام حسین(ع) تشنه آب نبود زیرا تمام چشمه های جوشان برای اویند حسین (ع) تشنه مردانگی بود که انگار جز در هفتاد و دو نفر نبود.
امام حسین (ع)یا ر نمی خواست زیرا آسمان ها و کهکشان ها و فرشتکان همه سرباز اویند .حسین (ع)هوشیار می خواست.
مظلومیت امام حسین(ع) بیشتر برای اینست که انگار جز دسته کوچکی از انسان های بزرگ او را نشناختند.
ای حسین (ع)مارا ببخش که روسیاهی و قلبهای سیاه خویش را زیر پیراهن سیاهمان پنهان کرده ایم.

منبعی در کار نیست این صحبتی از مدیر وبلاگ
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 11:21  توسط فرزانه
|
عباس توکیستی که هفت اسمان زمزمه گر نام توست وهستی در تفسیروسعت روح بی ساحلت مانده است؟.
ای مهتاب اسمان کربلا،
ای قمر شب های عشق،
ای ساقی دشت سخاوت.
توکیستی که عظمت براستانت سرمیساید
وزلال تروسخاوتمند ترازتو ندیده است؟؟
قامت بلند تو قله عشقی است که کوهنوردان فضیلت وشرف رابه خود می خواند.
هرکس عطش مکتب ابوالفضل رادارد باید ایثار را بشناسد حمیت را بفهمد وفتوحو ازادگی را را در اینه ی بی غبار
روحش ببنید.
هرکس ابوالفضل را عاشق واشناست،بی حسین گام برنمیدارد وبی عشق نمیمیرد.
اگرصحرای اتش خیز کربلا نامی اشناتر ازتونداشت،اگر پناه وارامش گاهی برای کودکان تشنه کام حسین
جزتونبود بی شک در صحرای اتش خیز قیامت نیز نام تو اشناترین نام هاست.
موج بلندی که دروجودت برخواست موج تمنا را فرو شکست وامواج اب وسوسه گررا به بازی گرفت تو
ان لحظه با خویش گفتی: ((ای نفس ایا بی حسین اب مینوشی؟؟؟))
فریادی که تو بر خویشتن زدی در هفت اسمان پیچید در امتداد همه ی قرون طنین افکند ونهایت سخاوت را
در نمایشی عظیم نمایاند
سلام ای عباس، ای ابوالفضایل
سر ها بی شورتو ودست ها تهی ازارمغان عظیم کربلایت مباد
در هایی ازایثار وپاکبازی وفضیلت برویمان بگشا
وبه فرات زلال سخاوت وحمیت رهنمونمان باش...

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 20:11  توسط فرزانه
|
15 رجب 60 هجری |
مرگ معاويه و نشستن يزيد به جاي او
28 رجب 60 هجري |
رسيدن نامه يزيد به والي مدينه جهت بيعت گرفتن از امام حسين (ع).
29 رجب 60 هجري |
هجرت امام حسين (ع) از مدينه، همراه با اهلبيت و جمعي از بنيهاشم
3شعبان 60 هجري |
رسيدن نامهاي از کوفيان به دست امام حسين (ع).
10 رمضان 60 هجري
|
رسيدن نامهاي از کوفيان به دست امام حسين (ع)
15 رمضان 60 هجري |
رسيدن هزاران نامه دعوت به دست امام حسين (ع)
5 شوال 60 هجري |
ورود مسلم بن عقيل به کوفه و استقبال مردم از وي.
11 ذيقعده 60 هجري |
نامه نوشتن مسلم بن عقيل در کوفه با چهارهزار نفر، سپس پراکندگي آنان از دور مسلم.
8 ذيحجه 60 هجري |
ايراد خطبه توسط امام حسين (ع) در مکه براي مردم، تبديل نمودن حج را به عمره و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افراد خانواده و ياران به طرف کوفه.
9 ذيحجه 60 هجري |
ديدار امام حسين (ع) با فرزندان در بيرون مکه.
9 ذيحجه 60 هجري |
برخورد امام حسين (ع) با حر و سپاه او در منزل شراف.
2 محرم 61 هجري
ورود امام حسين (ع) به سرزمين کربلا و فرود آمدن در آنجا

| | | | | | | | | | | | | |
منبع:«ابصار العين»،سماوى
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 11:44  توسط فرزانه
|
گذری بر کربلا وتامل بر ارزشها
شعار سپاه امام حسین : یا محمد
فرماندهی کل لشکر حق : حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام
پرچمدار : حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
فرمانده جناح چپ : حبیب بن مظاهر
فرمانده جناح راست : زهیر بن قین
شعار سپاه دشمن : یا خلیل الله ارکبی و با لجنه ا بشری
(لشکریان خدا!برخیزید و بهشت بر شما بشارت باد!) این شعار پیامبر در جنگها بود !!!
فرمانده سپاه دشمن : عمربن سعد
پرچمدار : درید غلام عمر سعد
فرمانده پیاده نظام : شبث بن ربعی
فرمانده سوار نظام : عروه بن قیس
فرمانده جناح چپ : شمر بن ذی الجوشن
فرمانده جناح راست : عمروبن حجاج

منبع:کتاب فرهنگ عاشورا ، جواد محدّثی
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 11:25  توسط فرزانه
|
نمیدانم تو را در ابر دیدم یا کجا دیدم
به هر جایی که رو کردم فقط روی تو را دیدم
تو را در مثنوی، در نی، تو را در های و هو، در هی
تو را در بند بند نالههای بیصدا دیدم
تو مانند ترنم، مثل گل، عین غزل بودی
تو را شکل توسل، مثل ندبه، چون دعا دیدم
دوباره لیلة القدر آمد و شوریدگیهایم
تب شعر و غزل گل کرد و شور نینوا دیدم
شب موییدن شب آمد و موییدن شاعر
شکستم در خودم از بس که باران بلا دیدم
صدایت کردم و آیینهها تابید در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتی تازه وا دیدم
نگاهم کردی و باران یک ریز غزل آمد
نگاهت کردم و رنگین کمانی از خدا دیدم
تو را در شمعها، قندیلها، در عود، در اسپند
دلم را پَرزنان در حلقه پروانهها دیدم
تو را پیچیده در خون، در حریر ظهر عاشورا
تو را در واژههای سبز رنگ ربنا دیدم
تو را در آبشار وحی جبرائیل و میکائیل
تو را یک ظهر زخمی در زمین کربلا دیدم
تو را دیدم که میچرخید گردت خانه کعبه
خدا را در حرم گم کرده بودم، در شما دیدم
شبیه سایه تو کعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودی، تو را هم مروه دیدم، هم صفا دیدم
شب تنهای عاشورا و اشباحی که گم گشتند
تو را در آن شب تاریک، «مصباح الهدی» دیدم

منبع:
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 11:0  توسط فرزانه
|
در مکتب شیعه شخصیت و زیارت امام حسین علیه السلام از موقعیت ویژه ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسین علیه السلام می آوریم تا معرفت خود را نسبت به این بزرگوار هر چه بیشتر نماییم.
عن النبى (ص) قال: … و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى مىفرماید:
کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعهها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است.(۱)
۲- سرزمین نجات:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعة التى کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.
پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مىشود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنان که خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(۲)
۳- مسلخ عشق:
قال على علیه السلام: هذا… مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم ولا یلحقهم من کان بعدهم.
حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمىرسند.(۳)
۴- عطر عشق:
قال على علیه السلام: واها لک ایتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (۴)
امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.
منبع:http://73mahsa.blogfa.com/
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 10:36  توسط فرزانه
|